چه اتفاقی برای خودروهای کلاسیک افتاده است؟
ین روزها به ندرت دیده می شود که خودروهای کلاسیک گذشته مانند شورولت بل ایر 1957 ، کادیلاک الدورادو 1959 یا فورد موستانگ 1964 را در خیابان ببینیم. این جواهرات زمانی متوسط بودند، وقتی که شما دیر سر کار میآمدید، ماشین خیلی کند حرکت میکرد. امروزه، این ماشینها سرشان را برمیگردانند، عکسها را سریعتر میکنند و حداقل نگاهی را از روی گوشی به سمت بالا جذب میکنند. به نظر می رسد مجموعه ای رنگین کمانی از کاپوت های متحرک، سپرهای کرومی آینه ای، باله های بیرون زده دم و موتورهای کر کننده V8 در گرد و غبار رها شده اند. امروز، دریای یکسانی از پارکینگ مرکز خرید آمریکا عبور می کند. وسایل نقلیه مدرن، در حالی که کارآمد و قابل اعتماد هستند، اغلب حس یکنواختی خودرو، یک دژاووی بصری را القا می کنند. رنگهای خاکستری، سفید و سیاه ماشینها را از یک هنر حملونقل به یک تاری متحرک از فراموشی تبدیل کردهاند. بنابراین، چه بر سر خودروهای کلاسیک گذشته آمده است؟
به نظر می رسد مجموعه ای رنگین کمانی از کاپوت های متحرک، سپرهای کرومی آینه ای، باله های بیرون زده دم و موتورهای کر کننده V8 در غبار باقی مانده اند.
پاسخ ساده است: مقررات دولتی. اگرچه صنعت خودرو شاهد تغییر روندهای فراگیر بوده است ، مانند ادغام فناوری پیشرفته، ظهور SUV و کراس اوور، تغییر نیازهای خانواده، و طراحی مینیمالیستی برای نام بردن از چند مورد، مقررات دولتی برای ایمنی و آلایندگی دلیل اصلی این امر بوده است. از بین رفتن فریم های شیک و شیک خودرو. در دهه 1970، دولت ایالات متحده مقرراتی را اجرا کرد که به سپرهای بزرگتر و جاذب انرژی بیشتری نیاز داشت. این مقررات با هدف بهبود ایمنی از طریق کاهش خسارات ناشی از تصادفات با سرعت کم انجام شد. با این حال، نتیجه این بود که بسیاری از خودروها سپرهای جلو و عقب حجیمتر و زیبایی کمتری داشتند. مقررات این دوره به عصر ملایز در سبک خودرو ابداع شد. اگرچه تنها تا سال 1983 دوام آورد، اما مقررات عصر مالایز در رکود خودرویی که امروزه شاهد آن هستیم، اجرا شد. در دهه 1970، دستگاههای کنترل آلایندگی و فناوریهایی مانند مبدلهای کاتالیزوری اغلب به نصب اجزای قابل مشاهده اگزوز و افزایش ارتفاع خودرو نیاز داشتند. این تغییرات، در حالی که برای محیط زیست مفید بود، منجر به طراحی کمتر جذاب خودرو و تغییر دائمی زیبایی شناسی خودرو شد. به طور کلی، قوانین خوب هستند: آنها اتومبیل ها را برای کسانی که در داخل و اطراف آنها رانندگی می کنند ایمن تر می کنند و در عین حال از محیط زیست ما در برابر آلاینده های مضر اگزوز محافظت می کنند. با این حال، امروزه شرکتهای خودروسازی با یک عمل متعادل کننده مواجه هستند: چگونه خودروها میتوانند شیک، مطلوب و خنک باشند و در عین حال ایمن، قانونی و سازگار با محیط زیست باشند؟ وقتی به صنعت خودروسازی آینده نگاه میکنیم، این سوال مهم است. صنعت خودرو همچنان به رشد خود ادامه می دهد و به جهانی با سرعت در حال تحول پاسخ می دهد. ما نسبت به خودروهای کلاسیک پیشرفته گذشته حسودیم و حسادت میکنیم، در حالی که با تولید خودروهای قابل تحمل زمان حال زندگی میکنیم و زیر بار آن نمیرویم. مقررات طراحی خودرو را مشخص کرده و ادامه خواهد داد. سوال اینجاست که خودروی کلاسیک آینده چه خواهد بود؟
این تغییرات … منجر به طراحی کمتر جذاب خودرو و تغییر دائمی زیبایی شناسی خودرو شد.
پیشبینی آینده ترکیبی از حدسهای آموزشدیده و شگفتیهای پیشبینی نشده است. در دهه 1920، آینده پژوهان پیش بینی کردند که هنجارهای حال حاضر ما شامل مسیرهای پیاده روی متحرک، هلیکوپترهای شخصی، شهرهای گنبدی شیشه ای و ضبط رویاها است. همه اینها برای این است که بگوییم پیش بینی خودروهای کلاسیک فردا شبیه بزی است که به ساعت مچی خیره شده است. اما چرا تلاش نکنیم؟
جستجوی سریع «ماشینهای آیندهنگر» در گوگل، وسیلهای خاکستری، دراماتیک و سفینهمانند را نشان میدهد که حول محور مینیمالیسم و استایل شیک متمرکز شده است. این طرحهای ماکتها به واقعیت نزدیکتر شدهاند، مانند طراحی زاویهدار و کاربردی ایلان ماسک از تسلا سایبرتراک . نظر من در مورد ماشین آینده که روزی ماشین به یاد ماندنی گذشته خواهد بود به شرح زیر است.
بیرون را وارد کنید. صنعت خودرو در نتیجه عزم عمومی علیه تغییرات آب و هوایی و قوانین بیشتر دولت که موتورهای احتراق داخلی را در گذشته رها کرده است، به سرعت به سمت خودروهای کاملاً الکتریکی در حال حرکت است. خودروهای برقی سازگارتر با محیط زیست هستند، به این معنی که این خودروهای جدید باید بیرون را از شیشه وارد کنند. امروزه، اتومبیلها سانروفهای صندلیهای جلو را با «مونروف» پانوراما تعویض کردهاند. تسلا در این جبهه پیشتاز قابل توجهی شده است، سقف داخلی بسیاری از مدل ها هر پارچه ای را برای تمام شیشه ها حذف کرده است. خودروهای امروزی نیز بزرگتر هستند و امکان استفاده از پنجرهها و شیشههای بیشتری را برای افزایش حس طبیعت در داخل خودرو فراهم میکنند.
خودروها باید به دهههای 1950، 60 و 70 برگردند، زمانی که جادهها در رنگین کمانی از ترافیک میترکیدند.
رنگآمیزی ماشینها – مانند فیلم جادوگر شهر اوز در سال ۱۹۳۹ که عصر جدیدی از رنگها را در صنعت فیلم آغاز کرد، صنعت خودروسازی باید عصر جدیدی از رنگها را در خودروها تجربه کند. خودروها باید به دهههای 1950، 60 و 70 برگردند، زمانی که جادهها در رنگین کمانی از ترافیک میترکیدند. شرکتهای خودروسازی مانند مزدا، ولوو و شوی قبلاً در معرفی خودروهای رنگارنگتر به بازار پیشرو بودهاند . وقتی زندگی روزمره خالی از تن و رنگ باشد، چه لذتی دارد؟
روندهای دیگری که به نظر من در بازار خودروهای آینده گسترش خواهند یافت شامل احیای سبک واگن است. روندهای کنونی خودروهای SUV و خانوادگی عظیم را به عنوان پیروزمند در بازار خودرو معرفی می کنند. با این حال، با ادامه شهرنشینی ، نیاز به خودروهای کوچکتر اما بسیار کاربردی افزایش خواهد یافت. واگن ها براق و کوچک هستند اما دارای صندوق عقب بسیار زیاد و تمام قابلیت های آب و هوایی هستند. ولوو، بیامو، مرسدس بنز، واگنهایی را در خط تولید خود عرضه میکنند. واگنهای امروزی در جادهها، به اعتقاد من، در حال حاضر خودروهای کلاسیک فردا خواهند بود، زیرا واگنهای واگن شروع به چرخش میکنند. اگرچه ممکن است برخی کمتر چشم نواز باشند، اما چند خودرو از جمله واگن ها وجود دارند که فکر می کنم زودتر به خودروهای کلاسیک تبدیل شوند. لکسوس LC 500 ، فورد F-150 کلاسیک و لندروور دیفندر تعدادی از انتخابهای من هستند که در حال حاضر مالک جاده هستند. این خودروها محصولی از جزئیات دست ساز، نوستالژی اجتماعی یا ترکیبی از هر دو هستند. چه سواری، چه رانندگی و چه در حال تماشا، این خودروها حس خوبی به مردم می دهند.
چهارراه صنعت خودرو فقط یک مشکل فروش نیست بلکه مشکلی برای بشریت است.
این روندهای نوظهور تنها بخشی از بسیاری از روندهایی است که انتظار می رود در صنعت خودرو آشکار شود. چهارراه صنعت خودرو فقط یک مشکل فروش نیست بلکه مشکلی برای بشریت است. در دنیای امروز، خودروها بهجای اینکه محصولی از هنر پیشین باشند، توسط کامپیوتر تولید میشوند. در حال حاضر جامعه بخشی از بیان تخیلی را که به همه ما می رسد از دست داده است. دنیای خودرو ممکن است در حال تکامل باشد، اما لازم نیست این کار را به گونه ای انجام دهد که به خلاقیت جامعه آسیب برساند. طراحی های رو به زوال در صنعت خودرو می تواند درسی برای جامعه در مورد اتوماسیون به عنوان یک کل باشد. اتوماسیون اینجا باقی مانده است، حال انسان ها چگونه با آن کنار می آیند؟ در هسته ما، انسان ها به طور همزمان عشق را به هنر و زیبایی و همچنین نوآوری و بهره وری اختصاص داده اند. این ایده ها نباید در بحث اتوماسیون آینده متقابل باشند، بلکه می توانند برای تولید اتوماسیونی که برای ما کار می کند ترکیب شوند. به هر حال موضوع این نیست؟
با جرقه ای جدید از عشق و اصالت، این صنعت آماده است تا روح گذشته را به شیوه ای کاملاً مدرن بازپس گیرد. اتومبیلهای کلاسیک فردا قرار است تلفیقی هماهنگ از سازگاری با محیطزیست، فضای داخلی باز، و انفجاری از رنگهای زنده باشند و روح ظرافت خودرو را در یک بافت مدرن احیا کنند.