مقدمه: جادوی فرش قرمز کن و سینمای ایران
جشنواره بینالمللی فیلم کن (Festival de Cannes) همواره معتبرترین، پرزرقوبرقترین و تأثیرگذارترین رویداد سینمایی جهان بوده است. نخل طلا (Palme d’Or) نهتنها یک جایزه سینمایی، بلکه گذرنامهای برای ورود به تاریخ هنر هفتم محسوب میشود. در این میان، سینمای ایران همواره یکی از پدیدههای شگفتانگیز و بحثبرانگیز این فستیوال فرانسوی بوده است.
اما حضور و درخشش فیلمسازان ایرانی در کن روندی یکنواخت نداشته است. خط زمانی تاریخ سینمای معاصر ایران را میتوان به دو بخش کاملاً متمایز تقسیم کرد: پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و پس از انقلاب ۱۳۵۷. مقایسه این دو دوره نشان میدهد که چگونه تغییر ساختارهای سیاسی، هویت بومی، دگرگونیهای تولید و تغییر پارادایمهای نگاه غرب به شرق، ماهیت و بسامد «برنده شدن» ایران در کن را دگرگون ساخته است.
در این مقاله تحلیلی، به بررسی جامع تاریخچه حضور سینمای ایران در کن، جوایز کسبشده در هر دو دوره، مقایسه تماتیک و زیباییشناختی آثار و رمزگشایی از موفقیت بینالمللی سینمای پس از انقلاب میپردازیم.
بخش اول: سینمای ایران در کن پیش از انقلاب ۱۳۵۷ (دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی)
۱. بسترسازی مدرنیسم و تولد «موج نو»
پیش از وقوع انقلاب، سینمای بدنه ایران عمدتاً در تسخیر فیلمهای تجاری موسوم به «فیلمفارسی» بود که برای مخاطب عام داخلی ساخته میشدند و زبانی برای رقابت در مجامع جهانی نداشتند. بااینحال، از اواخر دهه ۱۳۳۰ و با ورود روشنفکران، شاعران و دانشآموختگان فرنگ به عرصه تصویر، نخستین جرقههای حضور در جشنوارههای خارجی زده شد.
ابراهیم گلستان با مستندهای تجربی و درخشانش، و فرخ غفاری با فیلمهایی چون «جنوب شهر» و «شب قوزی»، تلاش کردند رویکردی مدرن به سینما ارائه دهند. فرخ غفاری به دلیل پیشینه کار در سینماتک فرانسه، نقش یک پل ارتباطی مهم را میان ایران و محافل فرانسوی بازی کرد.
۲. حضورهای شاخص و جوایز پیش از انقلاب
شاید تصور عمومی بر این باشد که سینمای ایران پیش از انقلاب در کن دستاوردی نداشته است، اما جوایز و حضورهای محدودی در بخشهای جانبی ثبت شده است:
- کوروش کبیر (فریدون رهنما – ۱۹۶۱): این فیلم در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه پذیرفته شد و توجه منتقدان فرانسوی را جلب کرد.
- یک آتش (ابراهیم گلستان – اوایل دهه ۶۰ میلادی): اگرچه در ونیز جایزه سنمارکو گرفت، اما زمینهساز معرفی سینمای مدرن ایران به فرانسه شد.
- گاو (داریوش مهرجویی – ۱۹۷۱): فیلم «گاو» نماد رسمی انفجار موج نوی سینمای ایران بود. این اثر بدون مجوز رسمی دولت وقت از کشور خارج شد و در هفته منتقدان و بخشهای جنبی کن تحسین گستردهای برانگیخت و سپس در ونیز جایزه FIPRESCI را گرفت.
- شازده احتجاب (بهمن فرمانآرا – ۱۹۷۵): این فیلم در بخش «دو هفته کارگردانان» (Director’s Fortnight) به نمایش درآمد و مورد ستایش جدی قرار گرفت.
- سهراب شهیدثالث: اگرچه اوج موفقیتهای شهیدثالث (مانند «طبیعت بیجان» و «یک اتفاق ساده») در جشنواره فیلم برلین رقم خورد، اما شیوه بصری مینیمالیستی او الگویی شد که دههها بعد در کن توسط کیارستمی به اوج رسید.
۳. ویژگیهای تماتیک و فنی آثار پیش از انقلاب
- زبان استعاری و اقتباس ادبی: بیشتر فیلمهای جشنوارهای پیش از انقلاب برآمده از داستانهای نویسندگان بزرگی چون هوشنگ گلشیری و غلامحسین ساعدی بودند.
- تمرکز بر روشنفکری و اگزیستانسیالیسم: فیلمها بیش از آنکه تصویری واقعگرایانه از توده مردم ارائه دهند، به انزوای فردی، بحرانهای طبقه متوسط یا جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته پهلوی میپرداختند.
- عدم تمرکز بر جوایز مسابقه اصلی: در این دوره، هیچ فیلم ایرانی موفق به کسب جایزه اصلی (نخل طلا، جایزه بزرگ داوران، یا جوایز بازیگری و کارگردانی) در بخش مسابقه کن نشد.
بخش دوم: سینمای ایران در کن پس از انقلاب ۱۳۵۷ (تولد یک غول جهانی)
پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ و با تغییر بنیادین ایدئولوژی حاکم، جریان تولید فیلم دگرگون شد. حذف ستارهسازیهای مرسوم، سانسورهای جدید و محدودیت در نمایش المانهای تجاری (مانند رقص، آواز و روابط عاشقانه باز) بهطور متناقضی فیلمسازان ایرانی را به سمت کشف یک زبان بصری شاعرانه، انسانی و نئورئالیستی سوق داد؛ زبانی که مستقیماً قلب جشنواره کن را هدف گرفت.
۱. آغاز با سینمای کودک و نئورئالیسم عباس کیارستمی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بستری شد برای خلق آثاری که کودکان را محور قرار میدادند، اما حرفهایی فلسفی برای بزرگسالان داشتند.
- کلوزآپ (۱۹۹۱): در بخش جانبی کن درخشید و منتقدانی چون ژان-لوک گدار و نانی مورتی را شیفته کرد.
- زندگی و دیگر هیچ (۱۹۹۲): برنده جایزه نوعی نگاه و جایزه روسلینی در جشنواره کن شد و آغازگر موج سهمگین «کیارستمیزدگی» در محافل سینمایی جهان گشت.
- زیر درختان زیتون (۱۹۹۴): نخستین حضور رسمی ایران در بخش مسابقه اصلی پس از انقلاب.
۲. فتح قله: نخل طلای ۱۹۹۷ برای «طعم گیلاس»
سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) نقطه عطف تاریخ سینمای ایران بود. فیلم «طعم گیلاس» ساخته عباس کیارستمی توانست به طور مشترک با فیلم «مارماهی» ساخته شوهئی ایمامورا، جایزه نخل طلای کن (Palme d’Or) را از دستان کوئنتین تارانتینو و کاترین دنو دریافت کند. این نخستین و تا به امروز تنها نخل طلای مسابقه اصلی سینمای ایران است. فیلمی با کمترین دیالوگ، قاببندیهای لانگشات، بازیگران غیرحرفهای و پیرنگی در باب ارزش زیستن.
۳. ورود خاندان مخملباف و شکوفایی دهه ۲۰۰۰
- محسن مخملباف: با فیلمهایی نظیر «گبه»، «سلام سینما» و «سفر قندهار» جوایز متعددی در بخشهای مختلف از جمله فیپرشی و داوران دریافت کرد.
- سمیرا مخملباف: جوانترین برنده تاریخ کن شد و دو بار جایزه هیئت داوران کن (Jury Prize) را برای فیلمهای «تخته سیاه» (۲۰۰۰) و «پنج عصر» (۲۰۰۳) به دست آورد.
۴. دوره اصغر فرهادی و واقعگرایی اخلاقی
با آغاز دهه ۲۰۱۰، فرم سینمای ایران در کن از فرم شاعرانه/روستایی کیارستمی به درامهای شهری، طبقاتی و اخلاقی اصغر فرهادی تغییر جهت داد:
- گذشته (۲۰۱۳): برنده جایزه بهترین بازیگر زن برای برنیس بژو.
- فروشنده (۲۰۱۶): یکی از استثناییترین شبهای تاریخ سینمای ایران؛ کسب همزمان جایزه بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و جایزه بهترین بازیگر مرد (شهاب حسینی) در بخش مسابقه اصلی کن.
- قهرمان (۲۰۲۱): برنده جایزه بزرگ داوران (Grand Prix) — دومین جایزه باارزش جشنواره کن — به طور مشترک.
۵. موفقیت نسلهای جدید و زنان فیلمساز
- ناهید پرسون، جعفر پناهی (برنده جایزه بهترین فیلمنامه برای «سه رخ» در ۲۰۱۸ و جایزه دوربین طلایی برای «بادکنک سفید» در ۱۹۹۵).
- زهرا امیرابراهیمی: برنده جایزه بهترین بازیگر زن در سال ۲۰۲۲ برای فیلم «عنکبوت مقدس» (Holy Spider) ساخته علی عباسی.
- علی عباسی و سعید روستایی: حضور فیلمهای «برادران لیلا» (برنده جایزه فیپرشی فدراسیون بینالمللی منتقدان) نشاندهنده تداوم حضور قدرتمند سینماگران ایرانی بود.
جدول مقایسهای: کارنامه جوایز کن پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷
| شاخص مقایسه | دوره پیش از انقلاب (۱۹۳۰ تا ۱۹۷۸) | دوره پس از انقلاب (۱۹۷۹ تا کنون) |
|---|---|---|
| تعداد کل نخلهای طلا (مسابقه اصلی) | ۰ جایزه | ۱ جایزه (طعم گیلاس – ۱۹۹۷) |
| جایزه بزرگ داوران (Grand Prix) | ۰ جایزه | ۱ جایزه (قهرمان – ۲۰۲۱) |
| جایزه ویژه هیئت داوران (Jury Prize) | ۰ جایزه | ۲ جایزه (تخته سیاه ۲۰۰۰، پنج عصر ۲۰۰۳) |
| جوایز بازیگری (زن / مرد) | ۰ جایزه | ۲ جایزه (شهاب حسینی ۲۰۱۶، زهرا امیرابراهیمی ۲۰۲۲) |
| جایزه بهترین فیلمنامه | ۰ جایزه | ۲ جایزه (فروشنده ۲۰۱۶، سه رخ ۲۰۱۸) |
| دوربین طلایی (Camera d’Or) | ۰ جایزه | ۲ جایزه (بادکنک سفید ۱۹۹۵، زمانی برای مستی اسبها ۲۰۰۰) |
| جوایز بخش نوعی نگاه (Un Certain Regard) | ۰ جایزه | چندین مورد (آوانس، لرد، به امید دیدار و…) |
| جایزه فیپرشی (منتقدان بینالمللی) | ۰ در کن (تکموارد در ونیز/برلین) | متعدد (طعم گیلاس، برادران لیلا، گاوخونی و…) |
| حضور داوران ایرانی | بسیار نادر | پرشمار (کیارستمی، مخملباف، فرهادی، لیلا حاتمی، گلشیفته فراهانی) |
تحلیل تماتیک و زیباییشناسی: چه چیزی تغییر کرد؟
۱. از روشنفکری اقتباسی به اگزیستانسیالیسم بومی
پیش از انقلاب، سینمای نخبهگرای ایران تلاش میکرد ساختارهای سینمای مدرن اروپا (بهویژه موج نوی فرانسه و سینمای آنتونیونی) را بازتولید کند. این بازتولید گرچه ارزشمند بود، اما برای داوران کن چیز تازهای نداشت.
پس از انقلاب، سینماگرانی چون کیارستمی نوعی «اگزیستانسیالیسم بومی» خلق کردند. آنان فلسفه زندگی و مرگ را در کوچهپسکوچههای روستاهای زلزلهزده رودبار یا در ماشین یک مرد در حاشیه کوههای تهران روایت کردند؛ تصویری بیواسطه، زلال و ناشناخته برای غربیها.
۲. سانسور و شکلگیری زیباییشناسی محدودیت
یکی از جذابترین مباحث نظری در تاریخ سینما این است که چگونه سانسورهای پس از سال ۵۷ به خلق سبک منجر شد. ناتوانی در نمایش خشونت فیزیکی، روابط جنسی و کدهای تجاری باعث شد سینماگران ایرانی بر:
- زاویهدید کودک
- مکثهای طولانی و قاببندیهای نقاشانه
- استعارههای چندلایه
- مرز میان مستند و داستانی (Docufiction)
تمرکز کنند. این سبک منحصربهفرد همان چیزی بود که کن در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی تشنه آن بود.
۳. دگرگونی در ریتم و روایت: از دهکده به آپارتمان
اگر دوره نخست پساانقلاب با ریتم کند، تعمق و انسانگرایی روستایی شناخته میشد (مکتب کیارستمی/مخملباف)، دوره دوم با ظهور اصغر فرهادی ریتمی نفسگیر از تعلیق اخلاقی در طبقه متوسط شهری را به نمایش گذاشت. فرهادی کن را متقاعد کرد که سینمای ایران تنها ناظر بر زیباییهای بدوی یا فقر نیست، بلکه میتواند پیچیدهترین درامهای روانی مدرن را کارگردانی کند.
چرا آمار جوایز بعد از انقلاب صدها برابر شد؟
برخی منتقدان این پرسش را مطرح میکنند که آیا این حجم از جوایز صرفاً ناشی از دلایل سیاسی بوده است یا شایستگی فنی و هنری؟ پاسخ در تلاقی چند عامل نهفته است:
- اصالت زبانی و دوری از هالیوودیسم: سینمای پس از انقلاب بهشدت از ساختار تقلید هالیوودی دور شد. جشنواره کن ذاتاً به دنبال جایگزینهایی برای سینمای مسلط آمریکاست و ایران دقیقترین آلترناتیو هنری را ارائه میداد.
- سیاستهای هدایتشده دهه ۶۰: حمایتهای اولیه نهادهایی چون بنیاد سینمایی فارابی و کانون در دهههای ۶۰ و ۷۰، زمینه حضورهای بینالمللی برنامهریزیشده را برای آثار شاخص فراهم کرد.
- توجه رسانهای جهان به تحولات ایران: رخدادهای سیاسی اجتماعی پربسامد ایران توجه ناخودآگاه فستیوالها را به این منطقه جلب کرد؛ بااینحال، فیلمی که فاقد استانداردهای زیباییشناختی بود، هرگز شانس بردن نخل طلا یا جوایز اصلی را نداشت.
نتیجهگیری
مقایسه برنده شدن ایران در جشنواره فیلم کن قبل و بعد از انقلاب ۱۳۵۷، نشاندهنده یک جهش بنیادین است:
- پیش از انقلاب: سینمای ایران دورهای از تکوین و کشف هویت مدرن را طی میکرد. این دوره با وجود خلق شاهکارهایی مانند «گاو» یا «شازده احتجاب»، بیشتر به بازتابهای محدود در بخشهای فرعی کن بسنده کرد و هنوز نتوانسته بود به عنوان یک «مکتب منسجم جهانی» تثبیت شود.
- پس از انقلاب: سینمای ایران به یکی از ۵ سینمای مؤلف و جریانساز جهان تبدیل شد. بردن نخل طلا، جوایز بزرگ هیئت داوران، بهترین بازیگری و بهترین فیلمنامه، سینمای ایران را از یک حضور توریستی به یکی از پایههای ثابت و تعیینکننده روی فرش قرمز کن بدل کرد.
سینمای ایران در کن، آینهای از تاریخ پرفرازونشیب جامعه ایرانی است؛ سینمایی که با زبان ساده و انسانی آغاز شد، با نخل طلای کیارستمی تاریخساز گشت و با پیچیدگیهای اخلاقی فرهادی و نسلهای جدید به حیات پویای خود در مهد سینمای جهان ادامه میدهد.