اشخاص تاثیرگذار در دوره ناصری؛ معماران تجدد، سیاست و فرهنگ در عصر قاجار

دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ تا ۱۳۱۳ هجری قمری / ۱۸۴۸ تا ۱۸۹۶ میلادی) یکی از طولانی‌ترین، پیچیده‌ترین و سرنوشت‌سازترین ادوار تاریخ معاصر ایران است. این دوره که نزدیک به نیم قرن به طول انجامید، نقطه تلاقی سنت دیرینه ایرانی-اسلامی با امواج مدرنیته غربی بود. در این عصر، ایران با بحران‌های ساختاری، امتیازات استعماری، اصلاحات اداری و آموزشی، و نخستین جوانه‌های بیداری ملی مواجه شد.

شکل‌گیری این تحولات عمیق بدون حضور شخصیت‌های برجسته و تاثیرگذار در عرصه‌های سیاست، فرهنگ، علم و مذهب ممکن نبود. در این مقاله جامع، به بررسی تفصیلی زندگی، اقدامات و میراث تاریخی تأثیرگذارترین چهره‌های دوره ناصری می‌پردازیم؛ شخصیت‌هایی که تصمیمات، آثار و اندیشه‌های آن‌ها جهت حرکت جامعه ایران را برای قرن بعد تعیین کرد.

اشخاص تاثیرگذار در دوره ناصری؛ معماران تجدد، سیاست و فرهنگ در عصر قاجار


۱. امیرکبیر (میرزا تقی خان فراهانی)؛ معمار نخستین اصلاحات ساختاری

بدون شک، نمادین‌ترین و برجسته‌ترین چهره دوره ناصری، میرزا تقی خان فراهانی ملقب به امیرکبیر است. صدراعظم مقتدر ناصرالدین شاه در سه سال نخست سلطنت او، پایه‌گذار تحولاتی شد که اثرات آن تا دهه‌ها بعد باقی ماند.

اصلاحات نظامی و اداری

امیرکبیر با درک عمیق از ضعف نظام نظامی ایران در برابر قدرت‌های روس و انگلیس، اقدام به بازسازی ارتش کرد. وی مشاوران نظامی خارجی (غیر از کشورهای استعماری بزرگ) را به خدمت گرفت و کارخانه‌های اسلحه و باروت‌سازی داخلی را تقویت کرد. در عرصه اداری، او با قطع مستمری‌های گزاف شاهزادگان و درباریان بی‌کفایت، بودجه کشور را به تعادل رساند.

تاسیس دارالفنون و روزنامه وقایع اتفاقیه

بزرگ‌ترین میراث فرهنگی امیرکبیر، تاسیس مدرسه دارالفنون در سال ۱۲۸۶ هـ.ق بود. این مدرسه به عنوان نخستین دانشگاه مدرن ایران، به تربیت متخصصان در زمینه‌های مهندسی، پزشکی، علوم نظامی و داروسازی پرداخت. او همچنین با انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه، گام مهمی در جهت آگاهی‌بخشی عمومی و نهادینه‌سازی مطبوعات در ایران برداشت.

فرجام امیرکبیر و تاثیر آن بر سلطنت ناصری

سیاست‌های ضدفساد و بیگانه‌ستیز امیرکبیر، دشمنی درباریان مفسد (به ویژه مهدعلیا، مادر شاه) و سفرای خارجی را برانگیخت. سرانجام با توطئه دربار، ناصرالدین شاه حکم عزل و سپس قتل او را در حمام فین کاشان صادر کرد. مرگ امیرکبیر ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به روند اصلاحات در ایران زد و شاه را تا پایان عمر در نوعی تردید میان اصلاح‌طلبی و استبداد نگه داشت.


۲. مهدعلیا (جهان‌خانم)؛ ملکه مادر و کانون قدرت دربار

جهان‌خانم ملقب به مهدعلیا، همسر محمدشاه و مادر ناصرالدین شاه، یکی از قدرتمندترین و با نفوذترین زنان تاریخ ایران بود. او نقش بسیار پررنگی در تثبیت سلطنت ناصرالدین شاه جوان و مدیریت بحران‌های اولیه انتقال قدرت داشت.

تثبیت سلطنت ناصرالدین شاه

پس از مرگ محمدشاه، تهران در آستانه هرج‌ومرج قرار گرفت. مهدعلیا با هوش سیاسی بالای خود، به مدت ۴۵ روز امور پایتخت را به دست گرفت، شورش‌های احتمالی را مهار کرد و سفیران خارجی را مجاب ساخت تا ولیعهد جوان را به رسمیت بشناسند.

نقش در سقوط امیرکبیر

مهدعلیا نماینده جناح سنتی دربار و مدافع منافع شاهزادگان قاجار بود. اصلاحات امیرکبیر که مستقیماً منافع مالی و نفوذ سیاسی دربار را هدف قرار داده بود، مهدعلیا را به سخت‌ترین دشمن او تبدیل کرد. اصرار و توطئه‌های مداوم او در نهایت شاه را متقاعد کرد که فرمان قتل امیرکبیر را امضا کند. او تا پایان عمر خویش، یکی از قطب‌های اصلی تصمیم‌گیری‌های پشت پرده در دربار ناصری باقی ماند.


۳. میرزا حسین خان سپهسالار؛ اصلاح‌گرِ عصرِ تنظیمات

پس از دوره رکود اصلاحات که با مرگ امیرکبیر آغاز شد، میرزا حسین خان مشیرالدوله (سپهسالار) به عنوان صدراعظم ناصرالدین شاه (۱۲۸۸ تا ۱۲۹۷ هـ.ق) تلاش کرد تا قطار اصلاحات را دوباره به ریل بازگرداند. او که سال‌ها به عنوان سفیر ایران در استانبول خدمت کرده بود، به شدت تحت تاثیر اصلاحات ساختاری عثمانی (تنظیمات) قرار داشت.

اقدامات ساختاری و اداری

سپهسالار تفکیک قوا و تفکیک وظایف وزارتخانه‌ها را معرفی کرد. وی با ایجاد «دربار اعظم» یا کابینه وزرا، سعی کرد تصمیم‌گیری‌های دولتی را از اراده شخصی شاه مستقل کند. او همچنین قانون جدید دادگستری را تدوین کرد و تلاش نمود تا دستگاه قضا را سروسامان دهد.

سفرهای شاه به اروپا و امتیاز رویتر

سپهسالار شاه را تشویق کرد تا به کشورهای اروپایی سفر کند تا با پیشرفت‌های غرب از نزدیک آشنا شود. با این حال، بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک او، تسهیل واگذاری امتیاز رویتر بود. این امتیاز که تقریباً تمام منابع طبیعی و زیرساختی ایران را به یک کارآفرین انگلیسی واگذار می‌کرد، با مخالفت شدید علما و افکار عمومی روبرو شد و در نهایت به عزل سپهسالار انجامید.

تاسیس مسجد و مدرسه سپهسالار

از میراث‌های ماندگار او در تهران، ساخت مسجد و مدرسه عالی سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری فعلی) است که تلفیقی از معماری اصیل ایرانی و الگوهای استانبول بود و به مرکز تربیت طلاب و اندیشمندان بدل گشت.


۴. سید جمال‌الدین اسدآبادی؛ نظریه‌پرداز اتحاد اسلام و بیداری شرقی

سید جمال‌الدین اسدآبادی یکی از تاثیرگذارترین متفکران و مصلحان دینی جهان اسلام در قرن نوزدهم بود که بخش مهمی از فعالیت‌های سیاسی خود را در دوره ناصری متمرکز کرد.

مبارزه با استبداد ناصری و استعمار خارجی

سید جمال‌الدین با سفرهای متعدد به کشورهای مختلف (مصر، عثمانی، هند، انگلستان و فرانسه) و انتشار نشریه معروف «عروة الوثقی»، ایده اتحاد اسلام و مبارزه با سلطه غرب را ترویج کرد. او در دوره ناصری وارد ایران شد و ناصرالدین شاه را به اصلاحات بنیادین و حاکمیت قانون دعوت کرد. اما مخالفت‌های تند او با شیوه حکومت‌داری شاه و اعطای امتیازات به بیگانگان، منجر به تبعید خفت‌بار او از ایران شد.

ترور ناصرالدین شاه؛ میراث غیرمستقیم سید جمال

سید جمال‌الدین پس از تبعید، در شاه‌عبدالعظیم و سپس در عثمانی مستقر شد. او با تربیت شاگردانی فداکار، اندیشه تغییر رادیکال را در ذهن آن‌ها کاشت. میرزا رضا کرمانی، از شاگردان مستقیم سید جمال، با انگیزه انتقام‌جویی از ظلم‌های دربار ناصری و به دستور غیرمستقیم سید، ناصرالدین شاه را در حرم شاه‌عبدالعظیم در سال ۱۳۱۳ هـ.ق به ضرب گلوله کشت و به ۵۰ سال سلطنت ناصری پایان داد.


۵. میرزای شیرازی (سید محمدحسن حسینی شیرازی)؛ نماد قدرت مرجعیت شیعه

یکی از بارزترین ویژگی‌های دوره ناصری، تثبیت و نهادینه‌سازی قدرت مراجع تقلید شیعه به عنوان نیروی موازنه‌گر در برابر حکومت استبدادی بود. اوج تجلی این قدرت در ماجرای تحریم تنباکو نمایان شد.

فتوای تحریم تنباکو و لغو امتیاز رژی

در سال ۱۲۶۹ خورشیدی (۱۸۹۰ میلادی)، ناصرالدین شاه امتیاز انحصاری خرید و فروش تنباکوی ایران را به مدت ۵۰ سال به یک کمپانی انگلیسی (رژی) واگذار کرد. این قرارداد معیشت بخش بزرگی از مردم ایران را به خطر انداخت. میرزای شیرازی که در سامرا مقیم بود، با صدور فتوای تاریخی خود:

«الیوم استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله علیه است.»

طوفانی عظیمی در ایران به پا کرد. مردم حتی در دربار شاه قلیان‌ها را شکستند. این جنبش مردمی نخستین پیروزی بزرگ ملت ایران در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی بود و شاه را مجبور به لغو کامل امتیاز کرد. این واقعه پیش‌درآمدی مستقیم بر انقلاب مشروطه بود.


۶. امین‌السلطان (میرزا علی‌اصغر خان اتابک)؛ بقای سیاسی در میانه بحران‌ها

میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان یکی از با نفوذترین و باثبات‌ترین سیاستمداران دوره ناصری و بعد از آن بود. او به عنوان صدراعظم سه پادشاه قاجار (ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه) خدمت کرد.

ویژگیامین‌السلطان (اتابک اعظم)نقاط قوتمهارت در تعادل میان روس و انگلیس، قدرت چانه‌زنی و بقای طولانی در قدرتنقاط ضعفدریافت وام‌های کلان خارجی، تسهیل امتیازات استعماری، مخالفت با مشروطه


۷. کمال‌الملک (محمد غفاری)؛ تحول در هنرهای تجسمی ایران

دوران ناصری تنها عصر سیاست و جنگ نبود؛ بلکه دوره‌ای طلایی برای برخی از هنرها، به ویژه نقاشی بود. محمد غفاری ملقب به کمال‌الملک، با حضور در دربار ناصرالدین شاه، نقاشی ایران را وارد فاز جدیدی از رئالیسم و تجدد کرد.

نقاش‌باشی دربار ناصری

ناصرالدین شاه که خود به هنر علاقه زیادی داشت و عکاس و نقاشی آماتور بود، استعداد غفاری جوان را کشف کرد و به او لقب کمال‌الملک داد. کمال‌الملک در طول اقامت خود در دربار، شاهکارهای بی‌نظیری چون تابلو «تالار آینه» را خلق کرد که بازتاب‌دهنده جزئیات شگفت‌انگیز دربار ناصری است.

میراث هنری کمال‌الملک

او پس از مرگ ناصرالدین شاه به اروپا رفت و با تکنیک‌های نوین نقاشی غربی آشنا شد. او پس از بازگشت، با تاسیس مدرسه صنایع مستظرفه، نسل جدیدی از هنرمندان ایرانی را تربیت کرد و هنر نقاشی را از انحصار دربار خارج نموده و مردمی ساخت.


۸. اعتمادالسلطنه (محمدحسن خان صنیع‌الدوله)؛ تاریخ‌نگار و وزیر انطباعات

محمدحسن خان صنیع‌الدوله یکی از چهره‌های فرهنگی و دیپلماتیک برجسته دربار ناصری بود که وظیفه روزنامه‌نگاری، ترجمه و تاریخ‌نگاری رسمی دربار را بر عهده داشت.

روزنامه‌نگاری رسمی و تالیف کتب

او سرپرست اداره انطباعات (وزارت ارشاد و مطبوعات آن زمان) بود. وی کتب تاریخی و جغرافیایی متعددی نظیر مرآت البلدان را تالیف کرد. بزرگ‌ترین خدمت تاریخی او، نوشتن مخفیانه کتاب خاطرات اعتمادالسلطنه است که سندی ارزشمند از واقعیت‌های دربار قاجار محسوب می‌شود.


۹. میرزا رضا کرمانی؛ طلیعه انتقام و پایان عصر ناصری

میرزا رضا کرمانی، شخصی از طبقات فرودست که به نماد عصیان توده‌ها علیه استبداد تبدیل شد. او در ۱۲۷۵ شمسی ناصرالدین شاه را در حرم شاه‌عبدالعظیم ترور کرد؛ اقدامی که ابهت پوشالی سلطنت مطلق قاجار را فرو ریخت و مسیر را برای انقلاب مشروطه هموار کرد.


10. یوسف مستشار الدوله

این شخصیت که کمتر از همه به او پرداخته شده، شاید تاثیرگذار ترین شخصیت دوره ناصری باشد. یوسف با انتشار کتبی مثل رساله یک کلمه و کتابچه بنفش، چهره ایران را تا حد زیادی تغییر داد. وی در نهایت با دستور مستقیم ناصرالدین شاه دستگیر و بعد از دو سال شکنجه کوبیدن کتاب در سر، بینایی خود را از دست داد و درنهایت در زندان درگذشت.


تحلیل نهایی: میراث دوره ناصری

دوره ناصری بستر تقابل دو جریان اصلی بود: جریان اصلاحات ساختاری و جریان حفظ وضع موجود. کشمکش بین این دو جریان، جامعه ایران را از یک جامعه سنتی منزوی، به جامعه‌ای آگاه تبدیل کرد. این اشخاص با تمام خدمات و اشتباهات خود، راه را برای بزرگ‌ترین رویداد قرن بعدی یعنی انقلاب مشروطه هموار ساختند.